تبلیغات
ss501 stories - ss501 & you part baghye parte 15
تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391 | 07:09 ب.ظ | نویسنده : sanily
زود برین ادامه بقیشو بخونین..........





کیو:با تعجب..هی هی....این چه وعضشه؟؟

توهم زود میخواستی درستش کنی و گفتی:ببینید چیزه...یونگی حالش خیلی بد بود....احساس کردم حرارت بدنش خیلی زیاد بود...تنها کاری که تونستم انجام بدم بردم اونو حموم..

هیونگ:چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جونگی:یعنی چی بردمش حموم...

یونگی هم هل شد:ن...نه....نه منظورش اینه که برد زیر اب سرد تا دمای بدنم بیاد سر جاش....

بعد تو زود بهش اضافه کردی:

مگه نمیبینین لباسامون خیسه خیسه؟؟؟؟

جونگی برگشت تو گوشه هیونگ اروم گفت:منظورش اینه که با لباساشون خیس شدن....

بعد تو هم برگشتی به یونگی با عصبانیت نگاه کردیو رفتی اتاقه کیو.....

هیون یه نفسه عمیق کشیدو گفت...هنوز نرسیده خونه با یه صحنه ی عجیبی روبرو شدم...از امروز دوباره باید خودمو واسه هر اتفاقی اماده کنم...

کیو هم خندید گفت:دقیقا...

جونگی برگشت با شک به یونگی گفت:چرا حالت یه دفعه ای بد شد..هان؟؟؟

یونگی هم با صدای گرفته گفت:ازون اسپاگتیه خوردین؟؟؟

جونگی:چطور؟؟نههه....اون نذاشت بخورم...

یونگی:خوب کاری کرده....

هیونگ:چیه نگو که به خاطر اون حالت بد شد.؟؟یعنی دسپختش در اون حد بده؟؟

یونگی:نه..نه..اصلا فقط موقع درست کردن نمک از دستش افتاده توش....یه کیسه نمک...

هیون:ازش انتظاره همچین کاری رو داشتم....

بعد کیو گفت: پس چرا وقتی که اولش خوردی ...دس نکیشدی...

یونگی هم گفت:خب..نمیخواستم ناراحتش کنم...

هیون:این شکلی حرف نزن کسی اگه تورو ببینه فکر میکنه بدجور عاشقش شدی...

کیو به هیون گفت:هیون...بسه دیگه....تازه یونگی من فکر نکنم به خاطر شوریه غذا از خود بیخود شی....

یونگی هم که جوابی واس گفتن نداشت.....

خلاصه ساعت 5:59 بود همه رفتن یه چرتی بزنن تا برن اهنگه crazy for youرو تمرین کنن...میخواستن واس اونم یه کلیپ بدن بیرون...

که خلاصه بعد چرت و بعدشم تمرین...جونگی برگشت گفت:بچه ها بیاین این دفعه یه موزیک ویدئو متفاوت بدیم بیرون...

هیون:چیه؟؟بگو

جونگی:راستش باحال میشه تو کلیپ یه دختره جذابو خوشگل...و دختری که کره ای نباشه توش بازی کنه...

هیون:منظورت چیه؟؟کسی رو میشناسی  این شکلی باشه..؟؟

جونگی:واقعا خنگی ها....دختره الان تو اتاقه کیوئه

هیون:چییییییی؟؟؟؟عمرا....

جونگی:وااا..چرا مگه چشههه

هیونگ:اره هیون دختره که خیلی خوشگله....مگه نه کیو؟؟

کیو:خب...چ..چیزه....(میخواست بگه اره ..خیلی... ولی نتونست)

یونگی:اره به نظرم فکر خوبیه....

هیون:جونگی از اولین روز تا حالا خیلی پیشنهادایه بزرگو عجیبی به این دختره دادی....بسه شه دیگه..(تو اون لحظه طبقه معمول هیون ازون پیشنهاده جونگی خیلی خوشش اومده بود...حتی میخواست تو کلیپ فقط با تو باشه نه با اون یکیا....)

جونگی:باشه حالا بیا رای گیری:کیا میخوان این دختره تو کلیپ بازی کنه؟؟؟

که تو اون لحظه هیونگو جونگی خودش با یونگی دستشونو بردن بالا(اون دو تا دیگه هم روشون نمیشد بگن ما هم میخوایم به خاطر همینم دستشونو نبردن بالا)

که جونگی زبونشو به هیون درووردو گفت: پس بازی میکنه...بعدم زود یه دفتر تو دستش گرفتو گفت حالا بیاین هرکی یه فیلمنامه واسه این موزیک ویدئو بنویسه....بعدم واسه هرکی خوب بود...اونو اتخاب میکنیم....

که همشونم شروع کردن به داستانه عشقی نوشتن....خیلی رمانتیک...همشونم  خودشونو برا شخصیت اصلیه فیلمنامه انتخاب کرده بودن(که با تو زیاد باشن..)خود خواه هاااا......

میخواستن ازین فرصت استفاده کنن و یه کلیپه رمانتیک باهات بکشن...

که تو هم تو اتاقه کیو از هیچی خبر نداشتی و نمیدونستی که چه موزیک ویدئو باحالی منتظر تو هستش....

(اگه خوندین خوشتون اومدن...بی زحمت نظرم یادتون نره..اون موقع خیلی خوشال میشمااااااااا)




طبقه بندی: ss501 & u،