تبلیغات
ss501 stories - ONE STEP TO SMILE.....EP3
تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391 | 07:38 ب.ظ | نویسنده : Bahar
اینم از پارت 3....به جانه خودم....اگه نظرات به همین روال

پیش بره قهر موکونم....!!!!!

 3

-       خداحافظ هان سویونگ و سلام بر هیو یونگ سنگ...!!!!!(نگار:اااااا.....یوووووووووووونگ سنگ تووووویی!!!؟؟؟)

-       من هنوز نمی دونم چیکار باید انجام بدم....!!!!(نگار:خب اون تقصیر تو نیست به نویسندت رفتی گلم نفهمی!!!!)

-       خوب شد گفتی.......خوب از امروز به مدت نامعلوم(نگار:ناااااااا معلوووووووووم توجه به نمویید).....در حدود دو تا سه ماه تو باید به جای یونگ سنگ زندگی (نگار: خب شین رودستور زبانت کار کن یه

جا میگی مدت نامعلوم یه جا میگی دو سه ماه خب ا

ز همون اول فکراتو بکن...وااالا)کنی.......این

قسمت کار آسونه .....قسمت سختش اینه که تو باید

کنار اعضای گروه دابل اس.....نقش یونگ سنگ و

بازی کنی و نباید بذاری کسی به هویت واقعیت

پی ببره......

-       فهمیدم.....(نگار:جون نگار این تن بمیره فهمیدی

....نه جون من فهمیدی....باز میگه اره بزنم ......)

-       آه راستی یه چیز دیگه....تو باید خوندنو رقصیدنم یادبگیری....واسه همین هرروز صبح ساعت نه

میای کمپانی دابل اس پیش من تا با هم بریم باشگاه برای تمرین....!!!!!

-       خوب.......

-       الانم راه بیفت که بخاطر پخش شدن عکسا بچه های گروه خیلی نگرانن.........اگه احیانا ازت پرسیدن کجا بودی

میگی یه مدت واسه یه کاری فرستاده بودمت ژاپن....

خوب دیگه برو.......خداحافظ...!!!!!!(نگار:دروغ......دروغ....بی تربیت همینان که جوونای مردمو از راه به در میکننا...واه واه واه)

- خدانگهدار...!!!!!!

- و یه چیز دیگه............یادم رفت بگم که یونگ سنگ دوست دختر داره......!!!!!!!(نگار:جاااااااااااااااااااااااااان)

با ترس و اندکی تعجب به سمت رییس بازگشت.....

(نگار:نه با با اخر ادبی حرفیدن)

-خوب ......مممم من چیکار کنم.....!!!!!!

- منظورت چیه چیکار کنی......خوب باید جوری رفتار کنی که اونم نفهمه تو یونگ سنگ نیستی.......

- آخه........(نگار:اخه نداره عزیزم فقط امکان داره ازت درخاست بوسه کنه که اونم مشکلی نداره میبوسیش)

- آخه نداره.....یادت که نرفته.....آیندت بسته به این کاره.....

راست هم می گفت اما منظور ها متفاوت بود.......یعنی او کارم را می گفت اما اتفاقی که افتاد جدا از تمام این مشکلات بود.......اتفاقی که با تمام پستی ها وبلندی هایش سعادتی وصف ناشدنی را برایم رقم زد.....!!!!!!!!!!!!(نگار:چی؟؟؟؟!!!!! جون من زیر سیکل بحرف بابا)

در حدود نیم ساعت بعد از اینکه از اتاق رییس شین خارج شدم خود را جلوی یک ساختمان مسکونی چند طبقه یافتم......خانه گروه در طبقه ششم این ساختمان قرار داشت.......با پاهایی لرزان به سمت ورودی ساختمان حرکت کردم......و سپس جلوی در...........رمز در را داشتم پس آن را وارد کرده و وارد خانه شدم..........این اتفاق مصادف بود با رقم خوردن برگی نو در زندگی من......یعنی هان سویونگ..........!!!!!!!!!!!(نگار:بابا زیر سیکل بحرف دیگه)

(خوب.....از اینجا به بعد طرز نگارش داستان عوض میشه.....!!!!!!)

(نگار:دست دست.......آهان....تشویق.......دابل اس وارد داستان می شوند......!!!!!!!!!!!)

چیزی که میدیدم خارج از تصور بود........خونه نبود که......آشغال دونی......همه چی وسط حال ریخته شده بود.......ولی با این وجود کسی نبود......!!!!!(نگار:ااااااا.....پس دابل اس کوشن؟؟؟؟...... وایسین من با این بهار یه خورده حساب شخصی دارم...)

به سمت اتاقا رفتم.....اونجا بدتر از حال......با یه کم گشتن اتاق یونگ سنگ و پیدا کردم....از بقیه اتاقا بهتر بود ولی اونم تعریفی نداشت....!!!!!!(یونگ سنگ زشته)

کیف و وسایلمو گذاشتم و دست به کار شدم....اول از همه اتاق یونگ سنگ یا بهتره بگم اتاق موقت خودمو مرتب کردم

(نگار:چه پررون ملت هنوز چیزی نشده اتاق مردمو

صاحاب شد)......بعد از اون به سمت بقیه اتاقا رفتم....

نزدیک 4ساعت بعد همه کارا تموم شد....!!!!!(نگار:جون عمه بزرگت......مگه جادوگری تو؟؟؟؟؟!!!!!....)

بعد  از اون یه نفس  راحتی کشیدم رفتم تا غذا درست کنم.....!!!!(نگار:میگم فکر کنم تو تو شناسنامه اسمت کزت بهت میگن سویونگ...............نه؟؟؟؟؟؟؟؟)

دیگه کارم تموم شده بود که صدای درو شنیدم و بعد......

فلش بک چند دقیقه قبل(پسرا...!!!)

هیون:هیونگ آرومتر......ااااا وایسا ببینم.....هییییوووووونننگگگ...(با داد...!!!)(نگار:شوملم این حرف آدم حالیش نمیشه بیخی خیش)

کیو:توکه میدونی گوش نمی کنه...داد زدنت دیگه چیه.......(نگار:افرین داداش...........یاد بگیر هیون)

دم در خونه که رسیدن هیونگ و دیدن که شبیه علامت سوال  شده بود.......

هیونگ:بچه ها برگردیم...خونرو عوضی اومدیم...!!!!!!(نگار:خونه عوض نشده خانم خونه عوض شده داداش)




طبقه بندی: one step tu smile،